هوميليات‌هاي حقيقي داراي قانوني بودند كه از اصول بنديكتي و اوگوستيني الهام گرفته‌ شده بود، و در 1201، پاپ اينوسان سوم آن را تأييد كرد. ديرهاي اينان در فلورانس‌، سي‌ينا، و حتي در فرانسه تأسيس شده بود، ولي بيشتر آنها در لومباردي بود.

والدنسيان‌1

پي‌ير والدو، تاجر ليوني‌، با مشاهده‌ٴ نور عظيمي در1173، به‌تبليغ انجيل پرداخت‌. خيلي زود بسياري از مسيحيان ناراضي ــ آرنولديان‌، هوميليات‌ها، آلبيگاييان‌، و غيره ــ به گردش فراهم‌ آمدند. آنان بي‌نوايان ليوني‌، و بعدها والدنسي خوانده مي‌شدند؛ هم‌چنين به بي‌نعل‌2 ملقب‌ بودند. پيدايش فرقه‌ٴ تازه‌اي در ليون موجب تعجب نيست‌، چون ليون از سده‌ٴ دوم به بعد، مركز حميت ديني شديدي بود.3 در 1179، والدو به سومين شوراي لاتران در روم احضار شد، پاپ‌ الكساندر سوم‌، والدنسيان را بخشيد، ولي وعظ آنان را جز با نظارت عاليه‌ٴ كشيش محلي ممنوع‌ ساخت‌. آنان كار وعظ را ادامه دادند، و در 1181، همراه با كاتارها و ساير ملحدان تكفير شدند. ولي هم‌چنان‌كه سرانجام‌، هوميليات‌ها به دو گروه تقسيم گرديدند، و يكي‌شان با كليسا آشتي‌ كرد، والدنسيان راست‌كيش هم‌، كه كاتوليك‌هاي بي‌نوا ناميده مي‌شدند، در 1206، در پاميه‌، مورد تفقد پاپ اينوسان سوم قرار گرفتند.
هدف‌هاي والدنسيان‌، مانند هوميليات‌ها اساساً اخلاقي و عملي بود؛ آنان در صدد حل‌ّ معماهاي كلامي نبودند، بلكه مطابق انجيل زندگي مي‌كردند. به‌نظر مي‌رسد والدنسيان از جنبه‌هاي روحي و عملي بيش از ساير اخوت‌هاي قديمي به فرانسيسيان نزديك شدند.
پس از تكفير والدنسيان‌، گروهي از آنان به دوفيني‌، گويان‌، و پرونس گريختند؛ ديگران‌، از جمله خود والدو، گويند در پيكاردي پناه يافتند؛ و باز عده‌اي هم به لورن پناهنده شدند؛ احتمال‌ دارد كه نهضت والدنسي پيدمونت هم به‌وسيله‌ٴ پناهندگان ليوني به‌وجود آمده باشد. اغلب‌ والدنسيان فرانسوي همراه آلبيگاييان نابود شدند، و حتي ظاهراً كاتوليك‌هاي بي‌نوا هم‌ درمعرض جور و ستم عمومي قرار گرفتند. بايد تصور كنيم كه افراد محافظه‌كارتر به‌فرقه‌هاي جديد سائلان پيوستند، كه قسمتي از موفقيت آنها بر اثر مساعي فرقه‌هاي قديم برادري تأمين شده بود.
تاريخ بعدي والدنسيان مورد نظر ما نيست‌، ولي جالب است بدانيم كليساهاي والدنسي‌ تا به امروز، بيشتر در پيدمونت و ساير قسمت‌هاي ايتاليا، در آژرانتين‌، اوروگوئه‌،


Waldensians .1
Insabbati (unshod)  .2
3 .درباره‌ٴ مسيحيت اوليه در ليون‌، خواه سنتي يا بدعتي‌،  ¿
  Ernest Renan, Marc Aurèle et la fan du monde antique, 5th ed., pp. 289-344 Paris 1855